تولد هانی من
تو هم مثل خواهرت قصد به دنیا اومدن رو نداشتی باید به زور میاوردمت.. دوران بارداری دوم یه کم با مشکلات و استرس ها سپری شد. از نظر روحی اصلا خوب نبودم اما هر چی بود گذشت... وقت تکمیل شده بود باید به دنیا میومدی اما خبری از درد نبود همون روز که هفته چهلم تکمیل شد رفتیم دکتر همه چیز عادی و خوب بود و گفت که مشکلی نداری و چون مشکلی نبود یکی دو روز دیگه هم به ما وقت دادن اما فردا صبح از ساعت 6 تا 9 اصلا تکون نخوردی منم که خیلی ترسیدم زودی رفتم دکتر .... معاینات و گراف قلب و غیره و تصمیم بر این شد که فردای اون روز به بارداری خاتمه داده شود ....که فردا صبح قبل از اینکه دکترها دست و آستین بالا بزنند دخترم راضی شد که بیاد دیگه . همون بود که ا...
نویسنده :
مامان مریم
15:01


