تولد هدیه جان
بعد از عروسی بلافاصله باردار شدم و نه ماه بارداری به خوبی و خوشی سپری شد البته بعد از اینکه ترم بارداری تکمیل هم شد هدیه خانوم قصد به دنیا اومدن هم نداشتن و ما هم با عمل و سزارین مخالف... در نتیجه چون وضعیت این خانوم کوچولو خیلی خوب بود دکتر یک هفته اضافه تر واقت داد که شاید خودش به دنیا بیاد که بعد از گذشت یک هفته هنوز هم نخیییر..... تا اینکه بلاخره با القای درد مصنوعی و به هزار مکافات و سختی که خدا میدونه و اون مادر بیچاره اس که به عشق فرزندش میکشه بلاخره خانوم خانوما روز 24 ماه رمضون یعنی 2-6-1390 ساغت سه صبح درست موقع اذان بدنیا اومدن و چشم ما روشن شد.... و تا امروز که دختر عزیزم سه سال و نه ماه و 11 روز سن دارد مشکل خاصی همراهش...
نویسنده :
مامان مریم
14:32


