از سال گذشته
داشتیم میرفتیم خونه عمت که به خونه مون نزدیکه و تقریتا از خونه ما سه کوچه بالاتره مامان بزرگ و عمو و دختر عموت هم بودن بعد همه مون تو یه ماشین جا نمیشدیم . چون فاصله نزدیک بود دختر عموم گفت شما برین من پیاده میرم.
هدیه میگه: چی گفت؟
میگم: پیاده میره
میگه: منم با شما نمیام منم میخوام خونه ء پیاده برم
من: 

بیچاره فکر کرده که پیاده یه شخصیت است که دارن خونه اش میرن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


از سال گذشته 
